![]() |
![]() |
|
| .............. |
|
راست گفت اينه كه دل ديگري او را
اسير كرده است ...
خنديدم و گفتم او فقط اسير من است ،
تنها دقايقي چند تاخير كرده است ...
گفتم : امروز هوا سرد بوده است ؛ شايد
موعد قرار تغيير كرده است ...
خنديد به سادگيم اينه و گفت : او
احساس پاك تو را زنجير كرده است ...
گفتم از عشق من چنين سخن نگو ....
گفت : خوابي او سال هاست دير كرده
است ....
در اينه به خود نگاه ميكنم ، اه عشق تو
عجيب مرا پير كرده است...
راست مي گفت اينه كه منتظر نباش ، او
براي هميشه دير كرده است ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 17:22 توسط عاطفه |
|
|
فقط برای تو ...
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 11:36 توسط عاطفه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
هرچي ميگم و مي نويسم براي توه .... براي تنها دليل زندگيم ....
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 |
|
RSS
|